گردش نوروزی

آرامگاه کورش درپاسارگاد 

 

 

امسال نیز به کردار سال گذشته نوروز وسال تحویل را درسفر بودیم.

جای همه عزیزان سبز.

جاهای زیادی را دراین گردش دیدیم ، به شهرهایی چند رفتیم، خوشی وشادی زیادبود، خستگی سفرهم بود.

اما نکاتی چند هم دیده شد

١- معلوم شد تفریح وشاد بودن برای ما حرام است واصولا بنده ای بنده خداست که این چند روز دنیای گذران را سعی کنداصلا خوش نباشد، چرا که خوشی وتفریح وشادبودن آدمی راممکن است ازراه اصلی منحرف نماید.

قضیه ازاین قراربود که قرار شد درساحل مجاز جزیره کیش کمی آبتنی کنیم، جالب است بدانید برادران ...قسمتی ازساحل که مناسب آبتنی بود وکف آن نرم وماسه ای بود راممنوع کرده بودند وما رابه قسمتی ازساحل هدایت کردند که چشمتان روزبدنبیند به محض  اینکه خواستیم وارد شده وشناکنیم کف پاهایمان با تیغهای مرجانی برخوردکرد وتقریبا همگی لنگ لنگان ودرحالی که دسته های گل نثارارواح طیبه درگذشتگان بعضیها می کردیم عطای آبتنی رابه لقایش بخشیدیم.

باخودم فکرکردم که آیا برادران ... وبزرگترهایشان وقتی درسواحل جزایرقناری وهاوایی و... بربسترنرم ماسه  میغلتند وازدنیا وعقبی فارغند، آیا می اندیشند که چرا باید سواحل پرازنفت وگازوئیل وروغن ایران ممنوع باشند؟

٢-درشیراز  به تخت جمشید وپاسارگاد رفتیم جای همه دوستداران هویت وتاریخ خالی واقعا.

غلغله عجیبی بود.یاد زیارتگاهها افتادم، آنجا که مادرم وبسیاری دیگر باخلوص وخشوع وصف ناپذیری باورهای خودرابروز می دادند.

بازمانده کاخهای بلند، ستونهائی که بخش بزرگی ازگذشته ایران را هنوز بردوش دارند.

صحبتهای پراکنده زیاد بود بخصوص بین من وبرادرزده دوست داشتنیم خشایار .

به خشایار گفتم که کورش بزرگ نوه آژی هاک یا آستیاک ،آخرین شاه امپراتوری ماد(کرد) بود.

یعنی مادرکورش کرد بوده  و انتقال حکومت از آژی هاک به کورش به یک تعبیر یک انتقال قدرت خانوادگی بوده است. یعنی می توان گفت ایران بزرگ یک خانواده بزرگ هم هست که کردوفارس وآذری وعرب وترکمن وبلوچ وگیلک و... همه فرزندان همسان وبرابر آن هستند(البته احتمالا درخواب شیرین).

نکته دیگری که به خشایارگفتم این بود که دربیش ازدوهزاروپانصد سال پیش وزمانی که کورش پادشاهی رااز آستیاک گرفت ، یک امپراتوری دست به دست شد اما هیچ گزارشی درتاریخ نیست که خون ازبینی کسی آمده باشد(جهت اطلاع دکترین مشت آهنین) واین را باید به حساب فرهنگ بالنده وجاافتاده ایرانی کرد ماد درآن زمان وبرادران پارسی او گذاشت که آنقدر برای انسان ارزش قائل بودند که نیازی به راه انداختن حمام خون ندیده اند مگر زمانی که درجایگاه دفاع مشروع قرار می گرفتند.

درهمان زمان بهترین تفریح بابلیان شکنجه وقطعه قطعه کردن اسیران وگرفتاران بوده است.

نمود ونمونه این دوتفکر درجنگ ویرانگرهشت ساله ودفاع  ایران ازمرزهایش دربرابر عراق بود، فرهنگ وتفکرشکنجه گروخونریز ووحشی  عربی سامی میراث دار بابلیان وآشوریان درلباس پان عربیسم بعث دربرابر فرهنگ تاریخی ایران میراث دار امپراتوریهای ماد کرد وپارس و پارت و...

آنان فرزندان رشید ما رادراسارت تحقیر وشکنجه کرده وبراحتی می کشتند اما جوان بسیجی وپاسدار و ارتشی  دلاور ما  آذوقه آب وغذای خود را به اسیر عراقی می داد و درسرمالباسش رابه او می پوشاند، چرا که در فرهنگ ایرانی اسیر وگرفتار مستوجب عقوبت نیست وکسی که درچنگ تو بی دفاع باشد نباید به وی آزاری برسد.

ودیدیم هنگاهی که درسال١٣۶٩که اسیران رامبادله می کردند چه تفاوت بسیاری بود بین اسیر ایرانی تکیده و زار ونزار که ازاردوگاههای مرگ فرهنگ عربی برمی گشت واسیر  کت وشلواری وقرآن دربغل عراقی که از اردوگاه انسانیت وانصاف فرهنگ ایرانی به وطن العربی برمیگشت برای شرکت در ام المعارک فتح کویت.

ازبحث به دور نیفتم.

خلاصه خیلی چیزها پراکنده وبدون قاعده بین من و خشایار نازنین بحث شد.

به نقش رستم رفتیم جائی که داریوش شاه وخشایارشا وتنی چند از شاهان هخامنشی در گوردخمه های تاریخ ایران جاودانه خفته اند.

به پاسار گاد رفتیم ، خوبگاه  ابدی کورش بزرگ.

آنجا هم غلغله بود جمعیت زیادی به زیارت آمده بودند.زیارت  بارگاه قدسی مردی بزرگ.

البته من اززیارت به معنایی که امروز رایج است اصلا خوشم نمیاد.چرا که کسی که توی پاسارگاد یا هرزیارتگاه دیگری زیر خروارها خاک مرده است توان انجام هیچ کاری ندارد ، حتی ازاینکه جسدش تجزیه شده وبه کود تبدیل گردد هم نمی تواند جلوگیری کند، چه رسد که درمان بیماری وحامله نمودن زن و...

زیارت یعنی درپیش چشم داشتن فضایل شخص خفته درخاک.یعنی یک گرم از فکر وعمل آن شخص رادرزندگی مصرف کردن.یعنی درک غنای اندیشه وعمل آن انسان بزرگ که اکنون درمیان نیست وبه تاریخ پیوسته  است و نه تبدیل قبر وبارگاه ویادمان ها به قلکی بزرگ پراز پول ومراسم پول روبی و... .

آنجا عده زیادی منشور حقوق بشرکورش را می فروختند و من توی دلم قاه قاه خندیدم به روزگار واینکه میتونستی صدتومان بدی منشور حقوق بشر کورش را بخری وهمانجا هم  پاره اش کنی وکسی کاری به کارت نداشته باشد(آفرین به دموکراسی وحقوق بشر).

یک نکته دیگر هم ذهنم را خراش داد وآن اینکه برادران ... هنگام ورود به این مجموعه های فرهنگی غنی بشری ازصنار سه شاهی نمی گذشتند اما این موزه های بزرگ باستانی بی دفاع وبا کمترین امکانات محجور مانده وفقط باکمال تاسف تبدیل به قلک شده اند.

عکسی هم که در بالا دیده می شود راخودم بادستان مبارک از آرامگاه  کورش گرفته ام پیشکش به همه دوستداران  ایران زمین باد.

درپایان هم

کورش بخواب هنوز شب است

/ 0 نظر / 7 بازدید