زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست 
گر بیفروزیش رقص شعله اش از هر کران پیداست   
ورنه خاموشست وخاموشی گناه ماست
این قسمت ازشعرآرش کمانگیرسیاوش کسرائی را عزیزی با ایمیل برایم فرستاده بود وبه پیوست آن تصویر یک مشعل فروزان بسیارزیبا راهم لطف نموده بود.
لطف این عزیزگرامی را بسیارسپاس می گذارم وبه نشان وفا شعرارسالی را بعنوان پست جدید وساعاتی پیش ازسالگردتولدم بعنوان هدیه تولد اینجا میگذارم ، اما باتوجه به اینکه فایل عکس باامکانات فعلی دروبلاگ قابل نمایش نبود به انتخاب خود تصویری راجایگزین ان مینمایم، بازهم ازابرازلطف این عزیزگرانمایه متشکرم.
و پایان سخن رابازندگی بروایت وسرایش سهراب سپهری آذین می بندم این همه رابه پیشگاه دوست تقدیم میکنم باشد که بپذیرد
زندگی رسم خوشایندی است
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
پرشی دارد اندازه عشق
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یادمن و تو برود
زندگی جذبه دستی است که می چیند
زندگی نوبر انجیر سیاه در دهان گس تابستان است
زندگی بعد درخت است به چشم حشره
زندگی تجربه شب پره در تاریکی است
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد
زندگی سوت قطاری است که درخواب پلی می پیچد
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر
زندگی شستن یک بشقاب است
زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است
زندگی مجذور اینه است
زندگی گل به توان ابدیت
زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما
زندگی هندسه ساده و یکسان نفسهاست
/ 1 نظر / 21 بازدید
کورش صدیقی

رقص شعله اش تا بی کران ......صحیح است.